دیدار شاعر
|
دیدار شاعر | |
|
در زمانی كه شعر این میراث گرانبهای سرزمین ما اندك اندك زیر لگد های تند پایكوب می شود و جان می سپارد ، به دیدار شاعر رفتن كاری است عجیب و شاید دور از رسم زمانه.
اما ما به دیدار شاعری از نسل فریدون توللی و دكتر حمیدی شیرازی رفتیم. ما به دیدار او رفتیم مثل یك بیگانه در خانه اش را زدیم و مثل یك آشنا ما را پذیرفت. مثل یك مشتاق به سویش دویدیم و با اشتیاق در آغوشمان گرفت.
آن چه می خوانید قسمت های پراكنده ای است از دیداری كوتاه و خاطره انگیز با سید علی مزارعی.
در دوره ای كه هنرمندان به انواع و اقسام ابتذال ها دچارند وحتی هنر فروشی در عصر بی فضلی رونق گرفته ، سید علی مزارعی بارزترین هنرش فضیلت است. چند لحظه ای از آشناییمان با این شاعر نگذشته بود اما احساس می كردیم سالهاست او را می شناسیم و این جذبه، ویژگی مردان ار جمند است. در پرسش از احوال جسمانیش با این پاسخ روبرو شدیم :
در جوانی به خویش می گفتم شیر شیر است اگر چه پیر بود
چون كه پیری رسید دانستم پیر پیر است اگر چه شیر بود
و از تازه سروده هایش می خواند :
دلم در سینه مالامال درد است هوای خاطرم ای دوست سرد است
نمی دانم تو می دانی كه پیری هماهنگ نوای رنج و درد است
و لی این پاسخ ها اظهار عجز نیست . چون او پیر خرابات است ، و هنوز حضورش برای جامعه ادبی ما مثمر ثمر است. تجربیات او گوهر گرانبهایی است كه ساده به دست نمی آید. اصالت او به دشتستان بر می گردد. وقتی كه پدرش حاج سید جعفر مجتهد مزارعی به واسطه عشق وعلاقه به تحصیل علم در عصر قاجار از مزارعی به شیراز هجرت می كند تا ساكن آن جا گردد. اما مزارعی شاعر گرانقدر كماكان به جنوب وابستگی دارد ومردم جنوب را خود جوش ، خون گرم و با احساس وشجاع می داند. پدرش حاج سید جعفر مجتهد هم عصر آیت الله بهبهانی و آیت الله طباطبایی در مجلس ملی بوده است ، ومادر مزارعی از سادات دستغیبی شیراز است. مزارعی دوران تحصیل ابتدایی و متوسطه را در شیراز طی می كند و سپس برای ادامه تحصیل به دانشگاه كشاورزی كرج می رود و در آنجا در محضر استاد نظام وفا تلمذ می كند و در عین پردازش به شخم وتخم شعر را فراموش نمی كند و پس از اخذ مدرك لیسانس از دانشكده مذكور به شیراز بر می گردد و به شغل كشاورزی و ملل داری روی می آورد.
مزارعی سرودن شعر را از پانزده سالگی آغاز می كند و استعداد خارق العاده او در حفظ اشعار بزرگان موجب شكوفایی و رشد سریع وی می گردد. مزارعی این حافظه كم نظیر را در 82 سالگی نیز همراه دارد و هم اكنون منظومه یاد شاه جام ایرج میرزا و ترجیع بند هاتف اصفهانی را كه در كودكی از بر كرده فراموش نكرده است . مزارعی در جوانی به مسئولیت انجمن ادبی شیراز گمارده می شود و تا سالها این مسئولیت را به عهده داشته است. در سالهای مسئولیت او فریدون توللی ، دكتر حمیدی شیرازی ، دكتر صورتگر و ... از اعضا فعال انجمن ادبی شیراز بوده اند. مزارعی كه بیشتر در قالب غزل ، قصیده ، رباعی ، و دوبیتی طبع آزمایی نموده است تخلص « پیدا » را برای خود بر می گزیند. و حكایت این تخلص به این شرح بوده است ، كه تعدادی از شاعران بزرگ شیراز علی رغم مخالفت مزارعی به او پیشنهاد می كنند كه تخلصی برای خودش بیابد و با تفال به حافظ و آمدن این بیت :
ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی در فكرت تو پنهان صد حكمت الهی
به پیدا تخلص می كند و پس از این تخلص گلچین گیلانی با این رباعی از تخلص مزارعی استقبال می كند :
ای آن كه به شعر شور بر پا كردی زین رشته سخن مشت مرا وا كردی
پنهان چه كنی ز من كزین طرفه غزل پیداست تخلصی كه پیدا كردی
و مزارعی پاسخ او را با این رباعی می دهد:
گلچین به تو كس به شعر همتا نشود
مشت تو به دست هیچ كس وا نشود
من مرد سخن شناسم و میدانم
تای تو به نظم و نثر پیدا نشود
مزارعی به بداهه گویی نیز مشهور بوده و روزی در محفلی شاعرانه شاعری به نام شریف الواعظین مصراعی این گونه می سراید :
یار من بر چهره زلف مشك بو می پرورد
واز سایر شاعران درخواست می كند تا ادامه شعر را بسرایند كه مزارعی در چند لحظه شعر را با این مصراع ادامه می دهد :
سحر بین در آتش سوزنده مو می پرورد
كه موجب تحسین حاضران می گردد . مزارعی شعر را رقیق ترین احساس انسان تعریف می كند. او به شعر نو علاقه ای ندارد و در این شرایط سنی از تحقیق وتالیف دست نكشیده وگردآوری ضرب المثل های استان فارس اهم فعالیت های اخیر اوست.از مزارعی كتاب شعری با عنوان « پیوند دریا » منتشر شده است و در سالیان اخیر دو بار توسط دانشكده ادبیات شیراز و اداره كل فرهنگ وارشاد اسلامی استان فارس از شخصیت علمی وادبی او تجلیل به عمل آمده است. | |
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۶ ساعت 15:35 توسط حمید شکیبا
|
حمید زارعی(شکیبا) شاعر ،روزنامه نگار و طنز پرداز