روایت مستدها
مستند
تبلیغاتی مهندس موسوی ودکتر احمدی نژاد واکنش های مختلفی را در پی داشت
اما آنچه حایز اهمیت بود تفاوت های چشمگیر در فیلم وقوائد والمان های
سینمایی بود که اختلاف سطح مجیدی را با شمقدری نشان می داد.مجیدی
کارگردانی مطرح حتی در عرصه جهانی است وتنها سینماگر ایرانی است که موفق
به اخذ جایزه اسکار با فیلم رنگ خدا شده اما شمقدری در کارنامه سینمایی او
دو فیلم که مهمترین آن طوفان شن است که همان زمان علی معلم دامغانی به طنز
درباره این فیلم گفت :
این فیلم که از هنر بری بود طوفان شن شمقدری بود.
شمقدری اثر گزارترین فیلمش مستند احمدی نژاد بود که دوره گذشته ساخت.اما وجه مشترک هردو مستند تبلیغاتی پرداختن به قشر مستضعف جامعه است با این اختلاف که احمدی نژاد بر خلاف فیلم گذشته اش از حل مشکلات جامعه فقیر روایت می کند وفیلم موسوی حکایت گر مشکلات جامعه فقیر و کارگر است.اما فیلم احمدی نژاد نقطه ضعف هایی نیز داشت که فاحشترین اشتباه آن به صحنه دوجوان موتور سوار بر می گشت که گویا بازیگران صداوسیمای مرکز هرمزگان بوده اند ومخاطب تعجب می کند چگونه دو جوان از آن فاصله دور ودر حال حرکت ودر حالی که دوربین در ماشین رییس جمهور قرار دارد و موتور نیز با سرعت در حال حرکت است کیفیت صدا مطلوب ودیالوگ ها شفاف و واضح است وهیچ صدای بیرونی نیز اعم از هیاهو ، صدای ماشینها وصدای غریو باد ،کمتر به گوش می خورد ومصنوعی بودن این صحنه کاملا روشن ومبرهن است ونمونه این صحنه نیز در فیلم مهندس موسوی در اعتراض خانمی که از شرایط گله مند است وجود دارد اما آن صحنه کاملا واقعی به نظر می رسد وکارگردان از ابزار صدای استودیویی بهره ای نبرده است.یکی از انتقاداتی که مخالفان موسوی مطرح می کردند عدم آشنایی نسل جوان با وی بود که کارگردان به خوبی با استفاده از حضور جانبازی که موسوی کفشش را در زمان جنگ به او داده وخود پابرهنه راه رفته است به نسل جوان می شناساند وتاکید جانباز با دیالوگی که موسوی را من می شناسم نه جوانان ،موسوی را به خوبی معرفی می کند.البته در فیلم احمدی نژاد نیز ارغوان رضایی به عنوان حامی نشان می دهد که با توجه به ایجاد گشت ارشاد و برخورد با زنان ایرانی جای سوال باقی می گذارد که اگر زن ایرانی بخاطر بیرون آمدن مو و احیانا مانتو کوتاه مفسده است پس حمایت زنی که هیچ وابستگی به این کشور ندارد و بر خلاف زنان ورزشکار ایرانی که حتی در میادین ورزشی نیز محجبه حاضر می شوند وی با لباس ورزشی در میادین حاضر می شود و ارتباط فیزیکی با نامحرم نیز برایش معیار وملاکی نیست یعنی چه ؟ وآیا با سیاست های احمدی نژاد در تعارض نیست. اما در فیلم موسوی حامیانش پدر شهید جهان آرا به عنوان سمبل خرمشهر و چهره های ارزشی هستند.در فیلم احمدی نزاد غالب تصاویر برای مردم تکراری وبیشتر حکم خبری دارد ومثل 4 سال گذشته از فرهنگ وهنر حرفی به میان نیامد وهم چنان رییس جمهور برنامه ای برای جامعه فرهنگی وهنری ارائه نمی دهد در عین حال که در فیلم موسوی به همه اقشار جامعه توجه دارد وحتی فیلم با عیادت از احمد عزیزی شاعر انقلاب و اهل بیت آغاز می شود وشاید به نوعی می توان این صحنه را به بیماری جامعه هنری تعبیر کرد.قشری که در 4 سال گذشته آسیب بسیاری دید و چنان مورد بی توجهی و اتهام قرار گرفت که حمایت بی دریغ جامعه روشنفکران و هنرمندان موسوم به انقلاب نوعی اعتراض از عملکرد دولت نهم در بحث هنر وفرهنگ است.اینک باید منتظر ماند وتا 23 خرداد صبر کرد که رسانه ملی که 4 سال گذشته نیز بیشترین نقش را در رای گرفتن احمدی نژاد ایفا کرد چه مقدار می تواند نظر مخاطبان را نسبت به خود جلب کند.
این فیلم که از هنر بری بود طوفان شن شمقدری بود.
شمقدری اثر گزارترین فیلمش مستند احمدی نژاد بود که دوره گذشته ساخت.اما وجه مشترک هردو مستند تبلیغاتی پرداختن به قشر مستضعف جامعه است با این اختلاف که احمدی نژاد بر خلاف فیلم گذشته اش از حل مشکلات جامعه فقیر روایت می کند وفیلم موسوی حکایت گر مشکلات جامعه فقیر و کارگر است.اما فیلم احمدی نژاد نقطه ضعف هایی نیز داشت که فاحشترین اشتباه آن به صحنه دوجوان موتور سوار بر می گشت که گویا بازیگران صداوسیمای مرکز هرمزگان بوده اند ومخاطب تعجب می کند چگونه دو جوان از آن فاصله دور ودر حال حرکت ودر حالی که دوربین در ماشین رییس جمهور قرار دارد و موتور نیز با سرعت در حال حرکت است کیفیت صدا مطلوب ودیالوگ ها شفاف و واضح است وهیچ صدای بیرونی نیز اعم از هیاهو ، صدای ماشینها وصدای غریو باد ،کمتر به گوش می خورد ومصنوعی بودن این صحنه کاملا روشن ومبرهن است ونمونه این صحنه نیز در فیلم مهندس موسوی در اعتراض خانمی که از شرایط گله مند است وجود دارد اما آن صحنه کاملا واقعی به نظر می رسد وکارگردان از ابزار صدای استودیویی بهره ای نبرده است.یکی از انتقاداتی که مخالفان موسوی مطرح می کردند عدم آشنایی نسل جوان با وی بود که کارگردان به خوبی با استفاده از حضور جانبازی که موسوی کفشش را در زمان جنگ به او داده وخود پابرهنه راه رفته است به نسل جوان می شناساند وتاکید جانباز با دیالوگی که موسوی را من می شناسم نه جوانان ،موسوی را به خوبی معرفی می کند.البته در فیلم احمدی نژاد نیز ارغوان رضایی به عنوان حامی نشان می دهد که با توجه به ایجاد گشت ارشاد و برخورد با زنان ایرانی جای سوال باقی می گذارد که اگر زن ایرانی بخاطر بیرون آمدن مو و احیانا مانتو کوتاه مفسده است پس حمایت زنی که هیچ وابستگی به این کشور ندارد و بر خلاف زنان ورزشکار ایرانی که حتی در میادین ورزشی نیز محجبه حاضر می شوند وی با لباس ورزشی در میادین حاضر می شود و ارتباط فیزیکی با نامحرم نیز برایش معیار وملاکی نیست یعنی چه ؟ وآیا با سیاست های احمدی نژاد در تعارض نیست. اما در فیلم موسوی حامیانش پدر شهید جهان آرا به عنوان سمبل خرمشهر و چهره های ارزشی هستند.در فیلم احمدی نزاد غالب تصاویر برای مردم تکراری وبیشتر حکم خبری دارد ومثل 4 سال گذشته از فرهنگ وهنر حرفی به میان نیامد وهم چنان رییس جمهور برنامه ای برای جامعه فرهنگی وهنری ارائه نمی دهد در عین حال که در فیلم موسوی به همه اقشار جامعه توجه دارد وحتی فیلم با عیادت از احمد عزیزی شاعر انقلاب و اهل بیت آغاز می شود وشاید به نوعی می توان این صحنه را به بیماری جامعه هنری تعبیر کرد.قشری که در 4 سال گذشته آسیب بسیاری دید و چنان مورد بی توجهی و اتهام قرار گرفت که حمایت بی دریغ جامعه روشنفکران و هنرمندان موسوم به انقلاب نوعی اعتراض از عملکرد دولت نهم در بحث هنر وفرهنگ است.اینک باید منتظر ماند وتا 23 خرداد صبر کرد که رسانه ملی که 4 سال گذشته نیز بیشترین نقش را در رای گرفتن احمدی نژاد ایفا کرد چه مقدار می تواند نظر مخاطبان را نسبت به خود جلب کند.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 20:33 توسط حمید شکیبا
|
حمید زارعی(شکیبا) شاعر ،روزنامه نگار و طنز پرداز