دیشب به  دعوت ارشاد کنگان به مناسبت شب شعر دفاع مقدس میهمان مردم خوب این شهر بودم. جلسه مفیدی بود و برخی ازدوستان شاعر را پس از مدتها زیارت کردم.پس از پایان جلسه چند تن از هنردوستان درخواست اشعار قرائت شده ام را داشتند که قول دادم در پست وبلاگم قرار دهم تا بتوانند اشعار را رویت کنند واین پست تقدیم به مردم باصفای کنگان است.

" تعزیت های نگاه " به برادر شهیدم ابراهیم زارعی

در معبد آیینه جا بود ونبودی

نامت نیایش با خدا بود ونبودی

در تعزیت های نگاهم می سرودم

دستان تو از من جدا بود ونبودی

بی روی تو درد دلم آوا نمی کرد

چون گوهر اشکت دوا بود ونبودی

در جاده وحشت هراسان می گذشتم

بر گردنم طوق جفا بود ونبودی

بر وسعت احساس من غم بانگ می زد

غمباد بر جانم صدا بودو نبودی

آری شکوه ضجه های مادرانه

با ظلمت آشنا بود ونبودی

دل می کند هر دم برایت بی قراری

بی روی تو دل بی صفا بود ونبودی

هرگز فراموشش نخواهد شد شکیبا

آن شب که تکبیرش رسا بود ونبودی

          ************************************ 

اگر شیراز شهر شادمانی است

خراسان زادگاه قهرمانی است

صفاهان پایتخت باستانی است

ولی کنگان بهاری جاودانی است

و این دوبیتی تقدیم به مرد پرتلاش وهنرمند عرصه فرهنگ جناب مختارزاده رییس محترم اداره فرهنگ وارشاد اسلامی کنگان که تنها مدیر هنرمند مجموعه ارشاد است.

همــــان مرد نجیب وپاک وساده

همــــــان که مثل کوهی ایستاده

همان مــــــرد هنرمند ونواندیش

که می بـاشد به جز مختار زاده

                ******************

آنان که به نام عشق جان باخته اند

با اسب شعور تا فلک تاخته اند

رفتند ولی برای مردان زمین

صد بستر عافیت بنا ساخته اند

 

از راه خطر مسافری بر می گشت

با قافله ای کبوتری بر می گشت

همراه نگاه مهربانانه ی عشق

یک پاره جسد ازسفری بر می گشت

 

لبخند تو انتشار دریاست شهید

عطر نفست نسیم صحراست شهید

مرهون تو عشق ومهر واحسان و وفا

مدیــــون تو تا ابد شکیباست شهید