حاج علی جمع اضداد بود
چندی پیش مطلبی می خواستم بنویسم مبنی بر این که جامعه ادبی شهرستان بیمار است ودلیل اصلی آن هم بیماری حاج علی مرادی ،سید محمدرضا هاشمی زاده وایرج اسدی بود اما هر بار که خواستم بنویسم پشیمان وبویژه آن که کتاب هاشمی زاده هم بیرون آمد و احساس می کرد دوباره متولد شده است. اما حاج علی مرادی با سرطان مبارزه می کرد و هر روز نحیف تر می شد و حتی خودش هم مرگ را باور کرده بود.صبح 5 شنبه اولین پیامی که دریافت کردم از ناحیه دوستم غلامحسین بهرسی بود که نوشته بود حاج علی درگذشت.دو شب قبلش هم پیشش بودم و تقریبا در کما بود.رابطه من با حاجی یک رابطه پدر وفرزندی بود که در 11 سال گذشته اصلا کم نشد و هر چند نقش استاد ومعلم عرفان هم برای من داشت اما چون پدری احساسش می کردم که ارتباطش با فرزندش دوستانه بود.آغاز این ارتباط به حضور دست جمعی اعضای انجمن ادبی در سال 1379 برمی گردد که یک صبح جمعه به اتفاق گروهی از دوستان شاعر به دیدارش شتافتیم ودوربین فیلم برداری هم برده بودم و درهمان دیدار اول شیفته مرامش شدم واز آن پس ارتباطم عمیق وعمیق تر شد و در این سال ها غالبا حلقه ارتباط ادبا وهنرمندان وحتی مسوولین استان با حاجی بودم. حاجی چشمه زلال معرفت بود ، پاک وبی غل و غش وبه دنیای مادی تعلق نداشت . خانه اش با صفاترین خانه دنیا بود.کنارش آرامش می گرفتی وانرژی می داد و روحت تازه می شد.
در سال 80 تصمیم گرفتم نکوداشتی برای حاجی بگیرم و جوان و کم سن وسال بودم و حاجی بزرگ بود وبهتر بود برای این مرد بزرگ ، بزرگ مردی بر می خواست اما متاسفانه تا آن سال اتفاق نیفتاده بود وبا مشورت وهمکاری دوستان نکوداشتی برگزار کردیم و تمام محلی سرایان شهیر وادبای نامی استان دعوت کردیم و با کمال میل آمدند وبرنامه خاطره انگیزی برگزار شد و از آن سال بیشتر حاجی مورد توجه قرار گرفت تا این که پس از آن نشریات پیغام ونصیر آموزش و مجددا انجمن ادبی با همکاری اداره کل ارشاد اسلامی نکوداشتی برایش گرفتند وکتاب منظومه دعای صباحش نیز توسط آموزش وپرورش دشتی در زمان مدیریت آقای تاج الدین چاپ شد. حاجی در طول عمرش دنبال شهرت نبود اما مشهور شد ودنبال نام نبود اما نام آور گشت وقصد نداشت شاعرانه زندگی کند ولی زندگیش شاعرانه بود. آن چه به او آرامش می داد نماز وارتباطش با خدا بود ،نمازهای شبش در سال هایی که من می شناختمش هیچگاه قطع نشد وبا خوش رویی همواره دوستان هنرمند یا شاعرانی که کمتر مقید به فرایض دینی بودند را تاکید به عبادت وخدا پرستی می کرد.
حاجی قلب پاکی داشت ، قلبی که نزدیک به 9 دهه تنها نهال مهربانی ومحبت در او کاشته بود و اجازه نداده بود در این باغ خار وخسی بروید. با این که فرصت های زیادی برایش مهیا شده بود تا رشد اجتماعی ،اقتصادی یا سیاسی کند اما به دنیا پشت وبا استغنا زندگی کرده بود . او بی شک مردمی ترین شاعر صد سال اخیر است و در کنار این بزرگ ترین محلی سرای را هم باید اضافه کرد. مرادی هیچ گاه جامه ریا نپوشید ودارای شخصیتی بود که همواره مسوولین در مقابلش زانوی ادب می زدند. او نشان داد که انسان چند وجهی است و می توان در آن واحد پدری دلسوز ،همسری مهربان ،دوستی صمیمی ، انسانی صادق ، هنرمندی بزرگ ومردی موحد بود وبا برخورداری از تمام این ویژ گی ها خانه اش محل رفت وآمد سلایق مختلف بود. او رفت وخیلی ها بزرگیش را درک نکردند واینک دل تنگی ما افزون وافزون تر می شود.
حمید زارعی(شکیبا) شاعر ،روزنامه نگار و طنز پرداز