غزلگاه اشک
اسیر دشنه دردم که بی معین شده ام
برای غربت چشمم سحر نشین شده ام
دوباره در حرم سرخ عاشقانه دل
خراب جاذبه عشق آتشین شده ام
دوباره شعله آهم نمی کند فریاد
اگر چه آفت یاران هم نشین شده ام
بیا مرا به غزلگاه اشک دعوت کن
چرا که در شب میلاد خود حزین شده ام
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 13:23 توسط حمید شکیبا
|
حمید زارعی(شکیبا) شاعر ،روزنامه نگار و طنز پرداز