دوبیتی های محلی
نفس گیرن هوا بُنگ خشی نی
دِ حتی ریس غلوم سرکشی نی
صدِی وَهچیرِیِ زهنا بلندن
اُما تیر وکمون آرشی نی
ترجمه:
هوا نفس گیر است و آوای خوشی نیست
ودیگر رییس غلام طغیانگری وجود ندارد
صدای جیغ زنها بلند است
اما تیر وکمان آرشی نیست
*****************************
دلم سوت از غمت تا بلتش آوی
تن یَکلادِرُم عینو لش آوی
تو شومگینی که اکبالم کجاوی
نبیدی آسمون هم سیم تش آوی
ترجمه:
دلم از غمت سوخت تا خاکستر شد
جسم پاره پاره ام مثل تن گندیده ای شد
درشباهنگام که اقبالم کج شد
نبودی کهکشان هم برایم آتش شد
******************
پی ِ تو ای دلم سرگشته بی دوش
سی چه بخت کجم برگشته بی دوش
گیریخ زار واویی چهشام تا جی
که بُرمام آخرش تر گشته بی دوش
ترجمه:
به دنبال تو این دلم سرگشته بود
نمی دانم چرا بختم دیشب کج بود
گریه زاری چشمهایم شده بود تا جایی
که ابروهایم نیز خیس شده بود
*****************
بیو مثل گلی پرپر لتم کُ
خرنگن تش دلم بی دولتم کُ
همه شیطون صفت دورم می وینم
بیو دس خلایک راحتم کُ
ترجمه :
بیا مثل گلی پرپر پاره ام کن
دلم آتش گداخته ای است بی چیزم کن
اطرافم را همه شیطان صفت می بینم
بیا مرا از دست این خلایق راحت کن
*****************
دل تو مهربونن خُت می فهمی؟
چیشات خیلی جوونن خُت می فهمی ؟
تو دورِی که دلی عاشک نوامبیت
دلم سیت واژگونن خُت می فهمی ؟
ترجمه:
دل تو مهربان است خبر داری
چشمهایت بسیار جسور است خودت خبر داری
در روزگاری که دلی عاشق نمی شود
دلم برایت خراب است خودت خبر داری
حمید زارعی(شکیبا) شاعر ،روزنامه نگار و طنز پرداز