این بار که باهدف معالجه و دکتر به تهران رفتم فرصتی پیش آمد تا در مراسم نکوداشت توران میرهادی نیز شرکت کنم.مسبب حضور من در این جلسه خانم اخوت عضو شورای کتاب که از شاهنامه شناسان خبره نیز هستند بود و رابط آشنایی ما با ایشان نیز دخترش آلا خانم بود.بانویی خوش رو و خون گرم که این صفات را از مادرش ارث برده است.محل جلسه سالن دایره المعارف اسلامی واقع در نیاوران بود .من با 20 دقیقه تاخیر رسیدم که البته از ستارخان تا آن مسیر طولانی و پرترافیک رسیدنم با این تاخیر کم شاهکار بود. صندلی ها تقریبا پر بود ودر آخر سالن جایی پیدا کردم ونشستم ودر این فرصت شروع کردم شعری در وصف خانم میرهادی نوشتن. برنامه با چند سخنرانی و پخش فیلمی از وی ادامه یافت وقسمتی از برنامه نیز به تریبون آزاد اختصاص پیدا کرد تا هر کسی نکته ای پیرامون شخصیت میرهادی دارد بیان کند و اولین نفر هم استاد شفیعی کدکنی بود که شعر کوتاهی خواند وبا تشویق مداوم جمعیت نیز روبرو شد . تعدادی دیگر نیز که غالبا از شخصیت های فرهنگی بودند مطالبی ارایه دادند تا نوبت به من  رسید که شعرم را بخوانم .ابتدا خودم را معرفی کردم وگفتم واسطه حضور من در این جلسه خانم اخوت می باشد که هنوز نمی شناسمش . جمعیت خندید وخانم اخوت دستش را بلند کرد واین گونه معارفه ما شکل گرفت و سپس شعرم را خواندم که البته دو بیتش بیشتر خاطرم نیست:

دلت دریاتر از دریاست استاد

نگاهت مثل گل زیباست استاد

تو راز باشکـــــــــــــــوه آفتابی

که در چشمت سحر پیداست استاد...  

پس از جلسه به همراه خانم اخوت به سمت لواسان رفتیم. وی بانویی اندیشمند وبا وقار است که جسم وروحش در دریای نیکی ها شناور است وسفرهای متعددی به سراسر کشور می کند تا خدمات فرهنگی ارایه دهد وخاطراتش ازاین سفرها بسیار شنیدنی است. وی از شاهنامه شناسان برجسته  است و هر هفته در حسینیه ارشاد شاهنامه خوانی دارد.

شب مهمان آقای ضرابیان بودیم که البته در این چند روز زندگی وکارش تعطیل بود وپا به پای من به بیمارستان وجاهای  دیگر می آمد.وی دیگر دوستان کوه نورد نیز دعوت کرده بود و جمع صمیمانه ای داشتیم وشام مفصلی که دست پخت خانمش که به تمام معنا کدبانو است تهیه دیده بود.

اما جلسه نکوداشت خانم میرهادی وآشنایی با او و زندگیش به من انگیزه وانرژی داد تا با انگیزه وتوان بیشتری در عرصه فرهنگی کار کنم واز ناملایمات وسنگ اندازی ها نهراسم. میرهادی در 84 سالگی هنوز با انرژی فعالیت مختلف فرهنگی دارد و علی رغم مصایب مختلف از جمله مرگ همسر ، برادر، فرزند وبی مهری های مداوم اما دست از کار نکشیده است. وی موسس شورای کتاب کودک در سال 1341 بوده و این شورا خدمات بی مثالی تاکنون ارایه داده و فرهنگ نامه عظیم کودکان و نوجوانان را تاکنون تا 14 جلد انتشار داده است .

میرهادی زندگیش پر از درس است و به خوبی آموخته ، به خوبی ساخته وبه خوبی پرورش داده است.