به بهانه تولدم
در چنین روزی یعنی 5 تیر 56 در ساعت 10 صبح به دنیا آمدم ولی چه اتفاقات مهمی مثل فرو ریختن کاخ کسری و... در تاریخ به وقوع پیوسته باشد ثبت نشده اما ممکن است چند غار در کوه نمک مسدود وچند نخل افتاده وآن سال قحطی شده باشد. از آن جا که تا6 سال پیش از من فرزندی متولد نشده بود دردانه بودم و علی رغم این که 4 فرزند قبل تر نیز ذاشتند ولی چون جین تکمیل نبود بدنیا آمدن من بسیار مهم تلقی می شد.به همین خاطر مراقبت ویژه ای از من صورت می گرفت وچون مادرم شیر نداشت شیر نیدوی خارجی پدرم کارتن کارتن از خارج می فرستاد( این جا منظور از خارج اروپا نیست بلکه منظور کشورهای حوزه خلیج فارس است)وبیشتر از این که من بخورم مادر وخواهران می خوردند:
آن که برایم شیر می گرفت بابا بود
آن که ز من شیر می گرفت مادر بود
برای نام گذاری اسمم هم کشمکش مختصری صورت گرفت وابتدا نام طالب پیشنهاد شدولی از آنجا که نام یک بهایی ساکن محل بود پدر مخالفت کرد ودایی که بعدها پدر زن می شود ومن اخیرا تقدیمش کردم:
پریشانم هراسانم پدر زن
ز بخت خود پشیمانم پدر زن
اگر بستانیش از من دوباره
من اهدا می کنم جانم پدر زن
اسم حمید را پیشنهاد می دهد وپس از آن که تاریخ زیر ورو می کنند ومی بینند مزدور وظالمی به نام حمید،شاه ،امپراطور،خان یا کدخدا نشده این اسم مقبول می افتد.
سپس طالع بینان را جمع کرده تا طالع مرا بگیرند اما طالع بینان قادر به تشخیص طالع من نمی شوند ومی گویند این پسر هیچ طالعی ندارد ومثل تیم ملی فوتبال ایران قابل پیش بینی نیست.اما مطلب را خلاصه می کنم ومثل هر انسان بزرگی که کارهای مهمی در زندگیش انجام داده برخی از مهم ترین کارهای صورت گرفته توسط خودم را به عرض می رسانم.
1-شکستن شیشه های پنجره های خانه خودمان وهمسایه به دلیل نخریدن توپ پلاستیکی 10 تومانی که البته پدر مجبور شد خسارت شیشه های همسایه را به مبلغ 1000 تومان بپردازد.
2-انداختن تمام کفش ها ودمپایی ها هنگام ظهر که همه خواب بودند در چاه به سبب نخریدن کفش ورزشی داملاپ.
3-فرار از مدرسه به مدت یکماه بخاطر تنبیه همکلاسی ام توسط معلم.
4- تقلب در امتحان نهایی واخذ معدل 18 در حالی که کسی که بمن تقلب می رساند معدلش 16 شد.
5-ریختن انبوهی نمک در تنگ شربت وبد حال شدن مهمانان ودر نتیجه کتک خوردن خواهر بخاطر سر به هوایی وعدم دقت.
6-زدن 6 گل به تیم خودمان بدلیل لجبازی وتنفر از مربی.
7- صعودبه قله های مهم ومرتفعی که با ماشین قابل صعودبوده است.
8- سوختن غذاهای متنوع ودر رفتن ته 10 دیگ،8کتری و7قابلمه در 5روزی که در خانه تنها بودم.
9-نفرسوم مسابقات دو100 متر شهرستان که بین 3نفر برگزار شد.
10- ومهم تر از همه ورود به دنیای شعر بجهت عدم سابقه وتجربه وتخصص در زمینه های مختلف هنری ،ورزشی،اقتصادی،سیاسی و نظامی وتشکیل انجمن شعر وکلاه سر تعدادی دختر وپسر کوچک سال وبزرگسال جهت عضویت در انجمن.
حمید زارعی(شکیبا) شاعر ،روزنامه نگار و طنز پرداز