رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دشتی در پیامی درگذشت رئیس محمد نامجو ادیب و فرهنگی شهرستان را تسلیت گفت.

در متن پیام حمید زارعی آمده است:
به نام ایزد یکتا
با درد و دریغ، رئیس محمد نامجو، استادی ادیب و نستوهی دانا، خادم راستین اهل بیت عصمت و طهارت، فرهیخته ای که در زبان و ادب عرب، صاحب نظری صائب نظر بود صبح دیروز به دیار باقی شتافت.
حضور او در حیات پربار 83 ساله اش که بیش از نیم قرن آن در کسب تحصیل و دانش و تدریس، آموزش، تربیت و پرورش هزاران دانش آموز طی شد نامش در حیات علمی و ادبی این دیار جاودانه ساخت.
از ویژگی های منحصر به‌فرد استاد نامجو که به تمام معنا انسانی رشد یافته بود مردم داری، اخلاق مداری، دستگیری از ضعیفان، گذشت و کرامت نفس، و تواضع و احترام کبیر و صغیر بود.
خداوند فوت رئیس محمد این استاد گران قدر را مصادف با رحلت حضرت محمد(ص) قرار داد تا ان شاء الله توفیق محشور شدن با اهل بیت عصمت و طهارت را نصیب او فرماید.
این جانب به سهم خود و به نیابت از جامعه فرهنگی و هنری شهرستان دشتی عروج آسمانی زنده یاد رئیس محمد نامجو را به جامعه فرهنگی دشتی، خانواده گرامی شان، خاندان مکرم نامجو و تاج الدین و سایر اقارب و بستگان تسلیت گفته و برای ایشان از درگاه الهی علو درجات و مغفرت و رحمت واسعه و برای منسوبین طول عمر با عزت همراه با صبر و بردباری را خواهانم.

*****************

رحلت عالم ربانی، نویسنده و محقق گرامی شادروان حجت الاسلام سید اسماعیل فاطمی بسیاری را داغدار کرد و به سوگ نشانده است.

اما آن چه باقی است ذات الهی است و محور بندگی، تسلیم در برابر خواست و اراده اوست.

سید اسماعیل فاطمی هم چون پدر باکرامتش حاج سید محمد امین، مردم دار، صبور و با سخاوت بود و فراق او برای سادات شریف و مردم محترم کاکی سخت و سنگین است.

آن بزرگوار سالیان متمادی از عمر شریفشان را در راه ترویج معارف ائمه هدی علیهم السلام و خدمت به اهل علم و عموم مؤمنین صرف نمودند، و به حق از خدمتگزارانی صادق برای دین و مذهب بودند.

این جانب ضایعه فقدان آن عالم جلیل القدر را به خانواده و خاندان مکرم و دوستدارانش تسلیت عرض می کنم و از درگاه پروردگار برای زنده یاد فاطمی آمرزش روان و برای بازماندگان طول عمر همراه با عزت و سربلندی آرزومندم.

شادروان حجت الاسلام سید اسماعیل فاطمی فرزند مرحوم حاج سید محمد امین فاطمی در سال 1339 در شهر کاکی متولد شد و دروس حوزوی را تا سطح خارج ادامه داد. از وی کتاب سیری در زندگانی امیرالمومنین که در سال 1385 توسط انتشارات موعود اسلام منتشر شده به یادگار مانده است.

******************

تا تو رفتی سایه شد خورشید رفت

ابر آمد ساعتی بارید رفت

باز انگار از کتاب لحظه ها

بی حضورت واژه امید رفت

بودنت مانند ماه از پشت ابر

لحظه ای آمد کمی تابید رفت

بی تو اطمینان روشن ماندنم

تا ته تاریکی تردید رفت

قصه ای شد رفتن شب گیر شهر

باد آمد شبنمی را چید رفت

از اواسط دهه ۷۰ که با زنده یاد استاد ایرج اسدی آشنا شدم و سپس به عنوان جوان ترین عضو شبانه ادبی فایز دشتی در جمع پیشکسوتان ادبی شهر خورموج افتخار حضور یافتم، تشرف به محضر استاد اسدی، بی ‌گمان سعادتی بود که در شبانه ادبی و منزل ایشان نصیب من گردید.

مرحوم اسدی در شبانه ادبی حلقه اتصال بین دوستان بود و به ‌واقع حکم مرشد برای همگان داشت. از نگاه بنده بارزترین ویژگی که در اولین برخورد با استاد عامل جذب و ارادت به ایشان می‌شد، روحیه فروتنی، افتادگی و مهمان نوازی ایشان بود.

استاد اسدی وارث کمال ‌یافتهٔ اجداد فرهیخته خود و عهده دار نگاهبانی از فرهنگ و داشته های ادبی مرز و بوم خویش بود؛ وی حتی در شرایط سخت جسمی و روحی نیز با تن آسانی و آسودگی میانه ای نداشت.

اسدی تکلیف بان بزرگی بود که احساس تکلیف با گوشت و خونش عجین بود و این احساس هرگز در او سرد نشد.

این احساس تکلیف عامل اصلی اقامت استاد در خورموج شد و نیز عامل مهم شکل دهندگی فعالیت های ادبی در این شهر بود. فعالیت هایی که می‌توان آن را مجاهده ادبی نامید.

استاد بخاطر سرمایه های فکری و فرهنگی این دیار، انجمنی ادبی را پایه گذاری کرد و وجود پربهره و حقیقتاً نافع و ضروری و مخلصانه وی بود که آب حیاتی در تش باد خورموج شد؛ آب حیاتی که تحولی عمیق در عرصه ادبی این دیار پدیدار ساخت.

سوم تیر ۱۳۹۷ این نغمه خوان بزرگ ادب آخرین ترانه های خود را خواند و عزم رفتنی همیشگی از باغ جهان کرد تا جای خالی او و جوانه های سبز کلامش را ناباورانه باور کنیم و داغ هجرانش را به تلخ ‌کامی بپذیریم.

************

ارتحال روحانی اخلاق مدار و پرهیزگاری که تجلی اخلاص بود حضرت حجة الاسلام حاج شیخ عبدالباقی دشتی (رحمه الله علیه) امام جمعه سابق خورموج موجب غم و اندوه شد.
این عالم خدمتگزار قبل و بعد از انقلاب اسلامی عمر مبارک خویش را در راه تبلیغ معارف و احکام اسلامی، آموزه‌های اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، مجاهدت خستگی‌ناپذیر در تدریس حوزه علمیه خورموج، ریاست بنیاد شهید و سنگر امامت جمعه خورموج سپری نمود.
مجموعه این صفات همراه با حسن اخلاق و تواضع از ایشان شخصیتی ساخته بود که همنشینی و مجالستش درس‌آموز، روحیه بخش و انسان ساز بود.
این ضایعه اندوه بار را به عموم مردم متدین شهرستان دشتی، جامعه روحانیت استان، ارادتمندان، اقوام و همه بازماندگان خصوصاً خانواده مکرم آن عالم فرهیخته تسلیت عرض می‌کنم.
این جانب از خداوند بزرگ برای آن عالم فقید غفران و رحمت واسعه الهی و حشر با صدیقین و صالحین را خواستارم و برای بازماندگان صبری جمیل و اجری جزیل مسالت ‌دارم.

حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ عبدالباقی دشتی مشهور به شیخ عبدالله سال 1323 هجری شمسی در روستای کلات از مناطق ساحلی دشتی که امروز از توابع شهرستان تنگستان است متولد شد. مرحوم در همان دوران کودکی و در حالی که بیش از سه سال از عمر شریفش نگذشته بود، از نعمت پدر محروم شد.
در سنین نوجوانی بنا به درخواست اهالی روستای کرّی تنگستان، به همراه خانواده (مادر، دو برادر بزرگتر و تعدادی از همشیره‌ها) به این روستا مهاجرت کردند. این روستا نسبت به روستای کلات، از ظرفیت‌های بیشتری به لحاظ جمعیت و تعداد جوانان مستعد برخوردار بود. در آن جا مکتب‌خانه‌ای توسط برادر بزرگتر ایشان، شیخ عبدالرسول تشکیل و به کودکان و جوانان روستا قرآن، کتاب حافظ، انشاء و خطاطی آموزش داده می شد.
پس از آن که شیخ عبدالرسول برای تحصیل علوم حوزوی راهی نجف اشرف گردید، مسئولیت مکتب‌خانه برعهده‌ی ایشان گذاشته شد و با اینکه خود در دوران کودکی بسر می‌برد، طیّ مدت کوتاهی توانست به تعداد زیادی از کودکان و جوانان روستا خواندن و نوشتن بیاموزد.
همچنین مرحوم شیخ عبدالباقی دشتی دومین امام جمعه شهر خورموج از سال 70 تا 79 بود که مردم در این دوران از رهنمودهای او استفاده می‌کردند.
نمایندگی ولی فقیه در جهاد سازندگی دشتی، تدریس در حوزه علمیه و مدارس و دانشگاه و ریاست بنیاد شهید از دیگر مسوولیت ها و فعالیت های علمی ایشان بود.
حجت‌الاسلام شیخ عبدالباقی دشتی صبح روز چهارشنبه 7مهر 1400 در سن 77 سالگی به دیار حق شتافت.

***************

ه نام ایزد جاوید

حجت الاسلام محمدی صدف دریای پارسایی

هر که به میدان عشق گام نهد کام یافت

هر که بر ایوان صبر پای نهد دست برد

رحلت حضرت حجت الاسلام سید محمد حسین محمدی از روزهای پراندوه و پرتاسف برای شهرستان های تنگستان و دشتی است. مرحوم محمدی که براثر شرایط فعلی جامعه غریبانه تشییع و تدفین شد از چهره های برجسته ای بود که شخصیت و عظمت ایشان به خوبی درک نشد.

مرحوم محمدی پس از دو سال نمایندگی مردم رودباران (دشتی، تنگستان، دیر و کنگان) در مجلس شورای ملی، با اعتقاد بر این موضوع که تخصص این کار را ندارد نه تنها علی رغم اصرار جامعه دینی و سیاسی مجددا نامزد نشد؛ پست ها و مناصبی هم که به ایشان پیشنهاد شد نپذیرفت و حتی سکونت در روستایی بد آب و هوا و محروم و کم برخوردار را برای ادامه زندگی انتخاب کرد.

محمدی زاهد پیشه ای بود که برای رغبت و نیل به مقامات عالی آخرت، زهد را پیشه خود ساخت و به جای قرار گرفتن در مسندها و مناصب، عشق به قرآن و اهل بیت پیامبر و هم نشینی با مردم را راحت بخش دل خود قرار داد.

او به غایت ساده زیست و با تقوا و زندگی اش با حداقل امکانات می گذشت و هیچ گاه خود را به دنیا آلوده نساخت.

در اخلاق به جای تکبر و بزرگ بینی متواضع و در عبادات از تظاهر و ریا به دور بود. در امور اجتماعی مردم را به خیرخواهی و وحدت دعوت می کرد و از حرص به دنیا و مادیات به زهد و پارسایی فرا می خواند و زندگی اش را با طبقات متوسط هم طراز قرار داد.

در مجلس خوش سخن بود و هم چون ابر با طراوتی باران برکات آسمانی خویش را بی هیچ توقعی نثار دل هم نشینان می کرد.

محمدی روح جاویدش را در تنگنای عالم طبیعت محصور نکرد و توجه خود را از امور فانی به حقیقت باقی معطوف کرد.

این جانب فقدان این عالم صادق و متقی که فضل و کمالش از حد و وصف بیرون و فطرت و فطنتش از کم و کیف افزون بود به تمام کسانی که این شخصیت ارزنده را می شناختند مخصوصا به خانواده و بازماندگان گرامی اش تسلیت می گویم و بی شک خداوند پاداش چنین زاهدی را قرب به خود قرار می دهد.

***************

« خان چشم ما بود »

افسوس که دوباره باید این قلم دل شکسته را به دست گرفت و دریغا گوی و مرثیه خوان عزیز دیگری شد.

اندوه و اشک دمادم اگر بگذارد ...

دوباره شمع روشنی به خاموشی گرایید و دیار دشتی به سوگ فرزندی برومند نشست و غم و اندوه فرهنگ و ادب این دیار تازه گشت.

حاج ابراهیم خان پرویزی، که « گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود » که « بار بربست » و با یاران و هم نشینان خود وداع کرد و با چابکی، تاریکی ها و تلخی های دنیای ما را فرو گذاشت و به سوی جهان روشنایی ها و جاودانگی ها شتافت. بزرگ مردی که یادگار خاندان نام آور و فرهنگ پرور و خاطره دار حوادث تلخ و شیرینی بود که در یکصد سال گذشته بر این دیار صبور غبار آلود رفته بود.

چه می توان کرد که زندگانی، راه درازی است که یک سویش آمدن است و سوی دیگرش رفتن. چگونه آمدن مهم نیست، چگونه رفتن اهمیت دارد، اما مهم تر از آن دو، چگونه زیستن است.

حاج ابراهیم خان پرویزی فرهیخته مردی شریف و شخیص بود که با تلاش و مجاهدت دیر سال، چگونه زیستن را به شایستگی آموخته بود. از همین رو پس از یک عمر خوب زیستن و سربلند ماندن، به استقبال مرگ رفت و از مرگ عمری جاودان گرفت.

او وارث خاندانی تاثیر گذار و فرهنگ ساز و ادب پرور بود. اگر چه کمتر سخن می گفت و به اقتضای ادب و متانت ذاتی، بیشتر شنونده بود اما گاهگاهی قفل از صندوقچه دل بر می گشود و گوهری گران بها بیرون می آورد و نکته ای آموختنی بیان می کرد. نکته ها و گفته هایی می گفت که همه، درس زندگی و ادب و فرهنگ بود.

حضور ایشان در محفل ادبی ما، یادآور حضور پرافتخار عموی فاضل و نامدارش، مرحوم محمدخان دشتی در مجالس ادبی دوران خود بود، به همین خاطر بود که ما محفل ادبی خود را تداوم نشست ها و مجالس ادبی روزگار محمدخان و کبگانی و فایز می دانستیم.

ایشان در سه دهه گذشته، یکی از اعضای فعال و همیشه حاضر در شبانه های ادبی و محافل و مجالس ادبی و تاریخی و همایش ها و بزرگداشت ها بود و مانند جوانان ساعت ها با بردباری و علاقمندی در جلسات می نشست و به گفته ها گوش می سپرد و به آموختن و دانستن رغبت نشان می داد.

نود سال زندگی با عزت و افتخار، از او انسانی دانا، فرهیخته، جذاب و احترام برانگیز ساخته بود و هر کسی را که با او برخورد می کرد به احترام و تواضع وامی داشت.

اگر چه حاج ابراهیم خان پرویزی فرصت نیافته بود که در مدرسه و دانشگاهی درس بخواند و هر چه آموخته بود از ره نوردی تنها وش و تلاش خستگی ناپذیر بود، اما در دانشگاه زندگی و اجتماع درس ها و نکته هایی آموخته بود که او را از هر کتاب و مدرسه ای بی نیاز می کرد. همه رفتار، گفتار و کردار او، درس ادب و تواضع و بزرگی و وقار بود.

و به راستی مگر آدمی از این آمدن و رفتن در راه پر فراز و نشیب عمر، چه می خواهد و چه می جوید، جز نامی نیک بر جای گذاشتن یاد و خاطره ای معطر؟ پیر روشن ضمیر ما به بهای عمری مجاهدت و تلاش و چشیدن تلخی ها و شیرینی های فراوان روزگار، به خوبی و شایستگی، نیک نامی و عاقبت به خیری را برای خویش اندوخت و با خشنودی و باور راستین در جوار رحمت پروردگار مهربان آرمید.

شاید هم دیاران و حتی نزدیکان وی تا مدت ها ندانند که چه گوهر گران بهایی را از کف داده اند. اعضای انجمن ادبی و شبانه ادبی فایز دشتی و انجمن فرهنگ و هنر مهر ماندستان، ضایعه ی درگذشت شادروان حاج ابراهیم خان پرویزی را به مردم شریف دشتی و جامعه ادبی هنری این دیار و خانواده ارجمند ایشان تسلیت می گویند و دوام عزت و تندرستی بازماندگان و برادران و خواهران گرامی و فرزندان برومندشان را از خداوند متعال آرزمی نمایند./

**************

(الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انالله و اناالیه راجعون)

متاسفانه و صد افسوس خبردار شدم که حاج ابراهیم خان پرویزی ستون خیمه گاه خاندان پرویزی و محمدخان دشتی و پیشکسوت انجمن ادبی فایز دشتی دارفانی را وداع گفت و به دیار ابدی حق و حقیقت ملحق گردید.

حاج ابراهیم خان پرویزی متعلق به یک خانواده، طایفه و تبار نبود بلکه متعلق به همه دشتی و فرهنگ و ادب این سامان بود.

به باور این جانب مرحوم پرویزی میراث داری ارجمند برای جد حکمیش محمدخان دشتی بود و در پاسداشت فرهنگی دیارش نقشی اساسی و عظیم ایفا کرد.

میر پرچمدار طایفه خوانین دشتی شخصیتی فراقومی و خردمندی مومن بود. او برخوردار از ایمان اسلامی بود که در وجودش ریشه دوانده و به ثمر نشسته بود. ثمره ایمان تقوی است؛ و در گفتار و کردار او ویژگی های یک انسان متقی متجلی بود. تواضع مثال زدنی و حیای زائدالوصف ایشان از آبشخور تقوای متکی بر ایمان وی بهره می گرفت. او در بین خوبان، گوی سبقت را در بسیاری از جهات از دیگران پیشتر برده بود.

این جانب مصیبت فقدان حاج ابراهیم پرویزی را به خاندان سترگ و خانواده محترم ایشان صمیمانه تسلیت عرض می‌ کنم و از درگاه حضرت حق برای روح این مرد متقی، رحمت و مغفرت واسعه خواستارم و برای خانواده و سایر بازماندگان، صبر و اجر جزیل از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم.

************

علی رضا پرویزی معلمی فرزانه، بزرگ مردی فاضل و ساده زیست از تبار نیکان، دیده از جهان فرو بست و جمعی از بستگان، دوستان و شاگردانش را به سوگ نشاند.

خاندان بزرگ پرویزی پس از ارتحال بزرگ خاندانشان حاج ابراهیم خان که اسوه مردم داری، تواضع و اخلاق بود و همسر فداکار و وفادارش پس از ایامی کوتاه در روزهایی که جامعه بر اثر بیماری کرونا ملتهب است داغدار یکی دیگر از عزیزانش شده است. این خاندان و خانواده مصداق عینی این شعرند:

هر که در این بزم مقرب تر است

جام بلا بیشترش می دهند

این مصیبت های سنگین و کمر شکن کسی می تواند تاب بیاورد که روحی بزرگ و اندیشه ای سترگ داشته باشد.

در سالیانی که محضر ابراهیم خان می رسیدم چه انفرادی و چه با دوستان انجمن، علی رضا خان ساکت و متین و کم حرف چون پدر گرامی اش بود اما عمیق. کم سخن می گفت اما آن چه می گفت ارزشمند بود. به قول بزرگان انسان هایی که بیشتر می شنوند تا بیشتر می گویند ارجمندترند.

مرحوم علی رضا پرویزی هم چون جد بزرگش محمدخان دشتی، خدمت به جامعه را در کسوت معلمی و خدمات فرهنگی برگزیده بود و امروز اگر جسم او نیست اما روح و اندیشه او در افراد فرهیخته زیادی که دانش آموز و شاگرد او بوده اند تکثیر شده است.

او در دامان پدری تربیت یافته بود که یک انسان رشد یافته بود. او معلم و انسانی بود نیک گفتار، نیک پندار و نیک کردار که به شاگردان خود آیین مهرورزی را می آموخت.

علی رضا خان پرویزی چون پارچه زربافتی بود که تار آن از علم و پود آن از مهر بود و صد افسوس که این گوهر گران مایه را به دست خاک سپردیم و اندوه بی پایان دوستداران، همکاران و شاگردانی که به آن ها آیین عشق آموخته بود وصف شدنی نیست.

مرحوم علی رضای عزیز با صبوری مثال زدنی اش در یاد و خاطره همگان می ماند. در این روزهای تلخ گرچه سوگوار از دست دادن او هستیم اما در اعماق قلب خود باور داریم که یادش تا همیشه در جان و روان ما به حیات خود ادامه می دهد و روح بلند او به جایگاهی که سزاوار اوست می رسد.

از خداوند منان برای آن مرحوم بالاترین درجات بهشت برین و برای بازماندگان ایشان صبر و شکیبایی مسالت می کنم. باشد که این عرض تسلیت، تسلی خاطر کوچکی باشد برای سوگواران آن عزیز.

*************

به نام ایزد یکتا

رحلت مردان حق از بند عالم رستن است

زین‌ خراب آباد بر محبوب خود پیوستن است

زندگی بر حق پرستان در قفس مقدور نیست

کوچ از دار فنا مثل قفس بشکستن است

باد خزان و طوفان پاییز نه تنها آرایش بُستان را بر هم زده و فروغ شادابی را از طبیعت باز ستانده که حاج شیخ میرزا اسدالله عاشوری درخت تناور و کهنسال حکمت، فضل، ادب، اخلاق، مردم داری، شکیبایی و فروتنی که فرزند عزیزش نیز در دفاع از میهن در دوران دفاع مقدس شربت شهادت نوشید، خاموش ساخت و همگان را به سوگ خود نشاند.

میرزا اسدالله آن که دل در سینه‌اش آهنگ دریا می‌کرد و نجوای او مثل دعا بر آسمان پر می‌کشید، آن مرد خدا که محراب و منبرش بی ریا و تصویر اوج بندگی بود و آن روح زلال که نمکِ خوان، مجلس آرا و شیرین تر از هر سلسبیل بود؛ اگر چه مثل دریا همیشه زنده است اما نفس پاک و نوبهاری‌اش از شماره افتاد و روح از بدنش مفارقت نمود تا دوست دارانش باور کنند چه گوهر گران بهایی را از دست داده‌اند.

میرزا اسدالله بنده بود و بندگی کرد، ساده بود و ساده زندگی کرد، اما شیخی به غایت خوش‌ فهم، با متانت، نمکین بیان، بلند سخن، یکه گویی خوش طبع و بذله سنج، صاحب کمالات انسانی و از اماجد زمان و افاضل دوران بود.

این جانب این ضایعه بزرگ را به مردم شریف دشتی و تنگستان، حوزه های علمیه و جامعه روحانیت استان، خاندان آل‌عاشور و به ویژه بیت مکرمش تسلیت می‌گویم، از درگاه خداوند متعال رحمت و مغفرت برای آن عالم ربانی و صبر و بردباری برای منسوبین خواهانم. امید است خداوند متعال از خزائن رحمت بی منتهای خویش و علو درجات معنوی در جوار اولیا و خاصان خود برای ایشان مقدر فرماید.

حمید زارعی

رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دشتی

حجت الاسلام میرزا اسدالله عاشوری پدر شهید والامقام عبدالعزیز عاشوری متولد 1313 ه.ش. در روستای چارک شهرستان دشتی و ساکن روستای گاهی تنگستان بود. وی در مردم‌داری، مهمان نوازی، شوخ طبعی و صبوری زبان‌زد بود. مجلس او پرحلاوت و در محضر او کسی گذر وقت را احساس نمی‌کرد.

شایان ذکر است پیکر مطهر شادروان میرزا اسدالله عاشوری عصر روز 5شنبه ششم آبان 1400 ساعت 14 از دلوار تشییع و در گلزار شهدای گاهی به خاک سپرده خواهد شد./

***************

بسم الله الرحمن الرحیم

« الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَةُ طَیِّبِینَ ۙ یَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَیْکُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ »

رحلت عالم ربانی و روحانی پارسا و پرهیزگار حجت الاسلام حاج سید عبدالحسین علوی اعلی‌الله مقامه موجب تأسف و تأثر گردید.

مقام علمی در کنار تقوا و اخلاص این عالم بزرگوار، و نیز وفاداری و تعهد انقلابی و اجتماعی، شخصیت جامعی از ایشان ساخته بود.

آن عالم وارسته، عمر با برکت خود را در راه اعلای کلمه‌الله و ترویج و نشر معارف نورانی اهل‌بیت علیهم‌السلام و ارشاد و هدایت مردم گذراند و تقوا، زهد و زندگی ساده به ‌وضوح در رفتار و عمل ایشان دیده می‌شد.

اینجانب درگذشت ایشان را به خاندان گرامی نبوی و علوی و فرزندان ارجمند و دیگر بازماندگان و اهالی روستای چاوشی تسلیت عرض می کنم و از درگاه حضرت حق برای آن عالم مجاهد و خدوم، رحمت واسعه و حشر با شهیدان و صالحان و برای عموم بازماندگان، صبر و اجر و دوام توفیق، مسئلت می‌نمایم.

شادروان حجت الاسلام سید عبدالحسین علوی برادر شاعر و عالم شهیر دشتی سید محمد صادق نبوی و عموی زنده یاد حجت الاسلام سید محمد حسن نبوی عالم، پژوهشگر و نماینده سابق مردم بوشهر در مجلس و شورای اسلامی و ریاست بوشهر شناسی در سال 1298 شمسی در چاوشی به دنیا آمد.

مرحوم علوی تا ششم ابتدایی را در خورموج و تحصیلات حوزوی خود را در نجف اشرف گذراند.

وی از سال 1333 در ماهشهر سکونت گزید و در دوران انقلاب منزل ایشان محل رفت و آمد علمای مبارز ایران بود و به مبارزات انقلابی در ماهشهر می پرداخت. پس از انقلاب از پذیرفتن مناصب سیاسی پرهیز کرد و به فعالیت های دینی پرداخت.

مرحوم علوی پس از یکصد و یک سال عمر پربرکت روز گذشته دعوت حق را لبیک گفت.

************

ییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دشتی در شبانه ادبی فایز دشتی که شب گذشته در منزل زنده یاد سید محمدرضا هاشمی زاده هم زمان با سالگرد درگذشت وی برگزار شد، گفت: کلید واژه زندگی و شعر هاشمی زاده عشق و درد بود که گاهی دردهای خود و هم نوعانش را عاشقانه می سرود و گاهی عشق جوشان خود را دردمندانه فریاد می کرد.

حمید زارعی افزود:استاد فقیدمان شادروان سید محمدرضا هاشمی زاده عمر بابرکت خود را در راه آموختن، سرودن و عشق ورزیدن سپری کرد و تا همیشه در ذهن و زبان هم دیارانش ماندگار خواهد بود و تا شعر و عشق و مهربانیست یاد و نام او نیز سرود محفل انس ما خواهد بود.

وی ادامه داد: هاشمی زاده شاعری مهربان و خوش قلب بود و پشت چهره خندانش غمی نهفته بود زیرا این شاعر و ادیب بزرگ هیچ گاه از درد جامعه دور نبود.

زارعی تصریح کرد:هاشمی زاده شاعر و معلمی رشد یافته با شخصیت و رفتار و گفتار و کردار و اندیشه های پاک بود که بر سینه خود مدال خود شناسی و خدا شناسی را نصب کرده بود.

حمید زارعی ادامه داد: امروز کسی را به خاک هدیه کردیم که بخش مهمی از تاریخ فرهنگ و ادب دشتی بود.

وی افزود: ضایعه رحلت شاعر و اندیشمند فرزانه استاد سید محمدرضا هاشمی زاده جامعه علمی و ادبی استان و به ویژه شهرستان دشتی را در ماتمی اندوهناک فرو برده است.

زارعی اضافه کرد: بدون تردید این واقعه اسفناک، فقدانی جبران ناپذیر برای جامعه ادب و هنر شهرستان دشتی به شمار می رود.

وی تصریح کرد: هاشمی زاده روحی بزرگ و اراده ای آهنین داشت و برای توسعه ادب و هنر دیارش خالصانه می کوشید.