قسمت دوم صادق نامه - صادق موفرفری
صادق که بد از جمله نیکان زمان
مرکز شده در دایره ی کون و مکان
در جهان موفرفری های زیادی بوده اند که شهرت جهانی پیدا کرده اند مثل مارسلو، محمد صلاح، پل برایتنر،
داوید لوئیز، مارادونا،
رنه هیگوئیتا، مروان فلینی و
گوندوزی. اما شهرت آنها بیش از اینکه حاصل موی فرشان باشد حاصل هنرشان بوده است.
لیکن محمد صادق بهزادی خورموجی الاصل دلیل تمام شهرت و اعتبارش موی فرفری در نوع خود نادرش بوده است
آن موی که آتش زده گل پیرهنان را
دل برده شب و روز همه پیر و جوان را
السعید الشهید صادق بهزادی با موی شکن در شکن فرفری اش نَقل و نُقل مجالس و محافل و کوی وبرزن بود و دیوان اشعار حافظ و سعدی و فردوسی و فایز بسته شده بود و صادق نامه بود که سروده می شد و از بهر موی فر صادق، هر باسواد و بیسوادی شاعر شده بود. دختران دانش آموز یک صدا می خواندند:
*آی صادق موفرفری
نکنه که از پیشم بری
از پشت بوم قلب من
نکنه یه وقتی بپری*
گروه دیگری چنین آواز سر می دادند:
صادق خوب نازنازی
به این دلم آتیش زدی
آتیشپاره دوست دارم
نکنه دلم رو پس بدی…
دختران کوچه و همسایه این گونه می خواندند:
رد که میشی از کوچهمون
نبض منم تند میزنه
صدای پاهات که میاد
قلبمو از جا میکنه
آی صادق موفرفری
نری منو تنها بذاری
عاشقتم، دیوونهتم
نگی که منو دوست نداری
صادق چنان روی زبان ها بود که جرات نمی کرد با وسائط نقلیه عمومی رفت و آمد کند، در رستوران غذا بخورد، هر چه دلش خواست بپوشد، ساندویچی حسنک برود و کم کم پسران شهر در تقلید از صادق موهایشان را فر کردند تا دل دختران شهر را به دست بیاورند. آرایشگاهها فقط مدل موی فر، آن هم مدل فر صادق بهزادی را اصلاح و آرایش می کردند و مدل فر صادقی مشهور و مقبول و محبوب جوانان شده بود.
دختران زیادی که صادق دست رد به مطالبات و خواسته هایشان زده بود گل حسادتشان شکوفا شد و شروع به سخره گرفتن صادق کردند و تا صادق را می دیدند می گفتند بععععع و گروهی هم می گفتند اسکاچ خوشگله خسروپور. این دختران و پسرانی که تیپشان زار می زد عقب افتاده اند و اسکلای بی شخصیت و بی فرهنگ بودند از بس با طعنه ها و زخم زبان شان، صادق را آزردند، صادق از قید موی مشعشع دل فریب فرفری اش زد و خودش را کچل کرد و تاریخ و تمدن را از یک موی به غایت ممتاز بی نظیر محروم کرد
حمید زارعی(شکیبا) شاعر ،روزنامه نگار و طنز پرداز