حسنک آشپزباشی
حسنک آشپزباشی
خورموج که به نگین فرهنگی جنوب مشهور است و فرهنگ دوستی و فرهنگ پروری این مردم زبان زد است، تنها شهرتش به علما و شاعران و نویسندگانش نیست بلکه مهمان نوازی خورموجی ها نیز سابقه دیرینه ای دارد. بی شک مردمی که مهمان نوازند دارای کدبانوها و آشپزهای ماهری هم هستند. در دربار محمدخان، جمال خان، داراب خان و... همیشه آشپزهای ماهری بوده اند اما هیچ کدام از آشپزهای بنام دشتی که هرکدام سرآمد استان بوشهر بوده اند با استاد مسلم آشپزی جناب مستطاب حسن شنوا طبع، قابل قیاس نیستند و به قولی انگشت کوچیکه او نشده و نمی شوند و به گرد پایش نمی رسند. شنوا طبع ژن آشپزی نه از اجداد و آبا که در گهواره به او وحی شد. در ششمین روز تولدش فرشته وحی نازل شد و حکم پیامبری آشپزی بر او جاری شد. حسنک از شش ماهگی که توان خوردن غذا داشت غذاها را پس می زد. پدرش بزرگترین منجم و پیشگوی خورموج را خبر کرد و تشخیص داد در پیشانی حسن مهارت آشپزی نوشته شده و باید بهترین آشپز ایران را استخدام کرد تا بتواند ذائقه حسنک را برآورده کند. تلاش های بزرگترین آشپز ایران هم بی نتیجه بود و نتوانست رضایت حسن را جلب کند. حسن تا دو سالگی تنها شیر و آب، غذایش بود و از دو سالگی تا شش سالگی آب پرتقال، آب آناناس، کمپوت گیلاس و گلابی می خورد و در چهل سالگی نیز علی رغم اینکه روزی ١۶ وعده غذا می خورد به علت سوء تغذیه در کودکی به وزن ایده آل نمی رسد. حسنک از ۶سالگی قادر به پختن غذا بود و مرغ پرتقالی و شوشتری پلو توسط او منتشر شد. حسنک هر چهل روز یک آیه آشپزی بر او نازل می شد که مهم ترین آن، این آیه ها بود.
_ غذا خوردن مثل عشق ورزیدن است
_ دست پخت خوب از اندام زیبا مهم تر است
_ زندگی کن، عاشقی کن و غذای خوب بخور.
_ کسی که خوب غذا نخورده باشد، نمی تواند خوب فکر کند، خوب عاشق باشد و خوب بخوابد.
_ غذا برای زندگی ضروری است
پس آن را خوب درست کن.
حسنک بزرگ و بزرگتر شد و پس از اخذ دیپلم به او وحی شد که ساندویچی بزند. حسنک همزمان با تأسیس ساندویچی به خواستگاری هم رفت.
حسنک در مراسم خواستگاری به همسر آینده اش گفت: من آشپزی را آموخته ام و این برای شروع عشقمان کافی است.
همسرش هم گفت: راه رسیدن من به قلب تو از طریق جغرافیای معده است.
ساندویچی حسنک در مدت اندکی شهره جهانی پیدا کرد و حسنک مریدان زیادی پیدا کرد. پزشکان، بیماران را به خوردن ساندویچ حسنک تجویز می کردند و روان شناسان مشکلات تحصیلی و روانی بیماران خود را توصیه به خوردن ساندویچ حسنک می کردند. رؤسای جمهور مهمانان ویژه خود را با ساندویچ حسنک پذیرایی می کردند. معمولا کمترین زمان سفارش ساندویچ حسن ۶ماه بود. گروه دست بوسی در اردیبهشت ١۴٠١ با اصرار و التماس برای ٢٩ اسفند ١۴٠٢ وقتی از حسنک گرفتند و حسنک به شرط پختن املت برای ۴ نفر قبول دعوت کرد. از آنجا که حسنک فقط و فقط مواد آشپزی اش تولید خودش بود برای ۴ نفر دو عدد تخم مرغ، ٨ عدد گوجه، ٣ عدد پیاز، یک عدد فلفل دلمه و ادویه مخصوص آورده بود. با خبر دارشدن هنرمندان دیگر و رئیس انجمن هنرهای نمایشی خورموج جمعیت از ۴ نفر به ١٢ نفر رسید. اعضای گروه با ترس ولرز از حسنک خواستند تعداد ملاط را افزایش دهد اما در کلوت های مند هیچ موادی جز گوجه اضافی آن هم در خورجین نبی حیدری نبود و حسنک ناچار شد ٢۴ عدد گوجه را صرف املت کند تا شام گروه دست بوسی را تهیه کند. در تاریکی شب حسنک متوجه نشد که برخی از گوجه ها خراب و به جای نمک.،گچ ریخته است. اعضا پس از میل کردن اولین لقمه به شکم درد و اسهال افتادند و بقیه املت ها به سگی که در کنار پاشلی بود داده شد اما سگ نیز پس از چند لقمه از پا در آمد. آبروی ۴۰ ساله حسنک در شام ویژه گروه دست بوسی از بین رفت و تیتر فردای روزنامه ها شد: حسنک آشپز مشهور دیروز، ورشکسته امروز _
حسنک رخت آشپزی را آویخت.
حسنک از آن روز اعتبار سی ساله اش از بین رفت و بار دیگر وحی نازل شد و گفت: به هنر روی بیاور و از آن روز حسنک وارد عرصه تاتر شد و در سال ١۴٠٣ تمام عناوین بازیگری و کارگردانی را درو کرد
حمید زارعی(شکیبا) شاعر ،روزنامه نگار و طنز پرداز